سعید حاجی محمدی[۱]

محمد درخشان پور[۲]

چکیده

یکی از مباحث چالشی در حقوق کیفری و جرایم علیه اشخاص، جواز قتل به اعتقاد مهدورالدم بودن در تبصره ۲ ماده ۲۹۵ قانون مصوب ۱۳۷۰ است که در ماده ۳۰۳ قانون مصوب ۱۳۹۲ نیز تکرار شده است. بنابراین در این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی تهیه و تنظیم شده است، تلاش گردیده تا جوانب فقهی و حقوقی این موضوع، شرایط و آثار آن در رویه قضایی مورد واکاوی و بررسی قرار گیرد. نتایج پژوهش نشان داد وجود مواد قانونی مذکور، هرچند که دارای پشتوانه فقهی و حقوقی است، اما آنطور که باید و شاید، آن مبانی و سخت‌گیری‌های اثباتی و ثبوتی، در متن قانون به درستی تبیین نشده و راه را برای سوءاستفاده‌های احتمالی باز گذاشته است، به این ترتیب که افراد حتی به ظن اینکه مقتول مهدورالدم است، امکان سلب حیات وی را داشته باشند و در نهایت از قصاص رهایی پیدا کنند. این موضوع با اصل برائت، اصل حق دفاع برای متهم، اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها و اصل صلاحیت انحصاری قوه قضاییه در مجازات منافات دارد و وضع این مواد قانونی، همانطور که از رویه قضایی چند سال اخیر نیز مشهود است، سبب تشتت آرا، سوءاستفاده قاتل در فرایند پرونده از این مواد قانونی و نهایتاً عدم اجرای عدالت قضایی شده است.

کلید واژگان: قتل نفس، مهدورالدم، اعتقاد به مهدورالدم، تبصره ۲ ماده ۲۹۵، ماده ۳۰۳، رویه قضایی.

[۱] سطح سه حوزه علمیه قزوین – دانش پژوهش سطح دو حقوق و قضا اسلامی از مرکز تخصصی علامه رفیعی قزوین، طلبه و فعال فرهنگی ، ایمیل: Ali1371522@gmail.com

[۲] سطح سه حوزه علمیه مرکزی شیراز، دانش پژوه سطح سه موسسه دارالاعلام شیراز، طلبه و فعال فرهنگی، ایمیل:Yasin.mojahed23@gmail.com

طرح روی جلد این شماره:
اطلاعات نشریه جاری:
تاریخ پذیرش:
دریافت:
تعداد بازدید این مقاله
126 بازدید
اشتراک گذاری:
Share on print
Share on email
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
Share on linkedin
جستجو: