علیرضا بیرجندی[۱]

چكيده

قانون اساسی عالی‌ترین سند حقوقی یك كشور و راهنمایی برای تنظیم قوانين  دیگر است. قانون اساسی تعریف کننده اصول سیاسی، ساختار، سلسله مراتب، جایگاه، و حدود قدرت سیاسی   دولت  یک کشور، و تعیین و تضمین کننده حقوق شهروندان کشور است. هیچ قانونی نباید با قانون اساسی مغایرت داشته باشد. به عبارت دیگر، قانون اساسی قانون تعیین کننده نظام حاکم است، قانون اساسي با وجود اهميت و جايگاه سياسي اش به عنوان سمبل يا سند ميثاق ملي و نيز ارزش حقوقي بالاي آن كه نسبت به ساير قوانين موضوعه به آن برتري مي بخشد از نياز به تفسير مستثني نيست. از سوي ديگر، قانون اساسي هم همانند ديگر متون قانوني ممكن است ناقص، مجمل يا مبهم باشد و همين امر اجراي آنرا براي مجريان امر دشوار سازد، بويژه آنكه قانون اساسي بنابه ماهيتش تنها حاوي قواعد كلي است و ازاينرو تشخيص مصاديق آن گاه دشوارتراست. اين مقاله بابررسي سازوکارنهادتفسير قانون اساسي و رویه های تفسیری در کشورامریکا بدنبال اصولی است  تا احیانا بتوان به نقاط مشتركي در تفسیر قانون اساسی دست یافت که بتوان ازآن به عنوان بنیان های نظری وچارچوب عملی هرگونه تفسیرمعقول ازقانون اساسی یادکرد. انتخاب امریکا به عنوان کشور موضوع مقاله  به دلیل وسعت ادبیات تفسیر وبطورکلی حقوق اساسی دراین کشورمی باشد. نظام حقوقی ،سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا تأثیر غیرقابل انکاری در نظریه های علمی حقوقی در جهان داشته است و در این میان نقش و کارکردهای دیوان عالی این کشور باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

واژگان كليدي: قانون اساسي، ديوان عالي ايالات متحده امريكا، تفسير ، تفسيرقانون اساسي، قانون اساسي امريكا .

[۱] – دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران.

طرح روی جلد این شماره:
اطلاعات نشریه جاری:
تاریخ پذیرش:
دریافت:
تعداد بازدید این مقاله
91 بازدید
اشتراک گذاری:
Share on print
Share on email
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
Share on linkedin
جستجو: