محسن نیک کردار[۱]
چکیده
در سالهای اخیر، ظهور «ناوگان سایه» به عنوان پدیدهای برخاسته از تعارضات ژئوپلیتیک و تحریمهای اقتصادی، نظم حقوقی حاکم بر دریاها را با مخاطرات زیستمحیطی بیسابقهای مواجه ساخته است. این نوشتار با رویکردی تحلیلی-انتقادی به واکاوی مسئولیت دولتهای پرچمدار در قبال آلودگیهای نفتی ناشی از این کشتیها میپردازد. پرسش بنیادین پژوهش این است که دولت پرچمدار، در چارچوب تعهد به «کنترل مؤثر» موضوع ماده ۹۴ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و اصل «مراقبت بایسته» ، تا چه حد در برابر اعمال غیرقانونی و آلودگیهای زیستمحیطیِ ناوگان سایه مسئولیتپذیر است؟ یافتههای این پژوهش نشان میدهد که ماهیت غیرشفاف این ناوگان و بهرهبرداری سیستماتیک از «پرچمهای مصلحتی» ، ضمن ایجاد خلاء در اِعمال صلاحیتِ دولت پرچمدار، عملاً سازوکارهای پاسخگویی مندرج در کنوانسیون مارپل را ناکارآمد کرده است. در این مقاله ضمن بررسی چالشهای اثباتِ قصور دولتها در انتساب مسئولیت بینالمللی، استدلال میشود که برای پیشگیری از فجایع زیستمحیطی در پهنههای آبی، نظام حقوق بینالملل نیازمند «بازتعریف مسئولیت» است؛ به نحوی که دولتهای پرچمدار فراتر از نظارتهای صوری، مکلف به تضمینِ استانداردهای سختگیرانه در نظارت بر کشتیهای ثبتشده تحت حاکمیت خود باشند. در نهایت، با تأکید بر نقش رویه قضایی و سازمان بینالمللی دریانوردی ، پیشنهادهایی جهتِ گذار از مسئولیتِ مبتنی بر خطا به سوی مدلهای مسئولیتِ سختگیرانه برای دولتهای سهلانگار ارائه میگردد.»
واژگان کلیدی: ناوگان سایه، دولت پرچمدار، کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، آلودگی نفتی، مسئولیت بینالمللی، مراقبت بایسته، پرچم مصلحتی.
[۱] کارشناسی ارشد حقوق بین الملل
Mohsen.nikkerdar@gmail.com