حسین عندلیب[۱]
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش آن است که بطلان شروط غیرمنصفانه و غیر عادلانه را از منظر قاعده عدل و انصاف و با تاکید بر ادله فقهی و حقوقی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
مواد و روشها: این پژوهش با روش مطالعات کتابخانهای و به شیوه توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است که با مراجعه به ادله فقهی- حقوقی اطلاعات لازم به دست آمده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها :یافته های پژوهش حاکی از آن است که شروط غیرمنصفانه و غیر عادلانه در برخی قراردادها به چشم می خورد که با وجدان، عقل و انصاف انسانی در تضاد است. فقها در مواضع گوناگون بر رعایت عدالت و انصاف تاکید کرده اند. به عنوان نمونه هرچند فقها معامله مضطر را صحیح دانسته اند لکن به جهت اخلاقی وانسانی برطرف قوی قرارداد واجب دانسته اند که از شرایط به وجود آمده برای شخص مضطر سوء استفاده نکند و اگر زمینه قرارداد به گونه ای باشد که یک طرف قرارداد از روی اضطرار به آن تن دهد، آن قرارداد منصفانه نیست. بنابراین سوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از اینکه « شروط غیرمنصفانه و غیر عادلانه از منظر قاعده عدل و انصاف چه وضعیتی دارد؟». فرضیه پژوهش آن است که شروط غیرمنصفانه و غیر عادلانه با قواعد فقهی و حقوقی از جمله قاعده عدل و انصاف هم خوانی ندارند. البته این شروط با اصل «لزوم رعایت حسن نیت» و «محدودیت آزادی قراردادی» نیز در تضاد است.
نتیجه گیری: از جمله نتایج مهم این پژوهش آن است که با در نظر گرفتن قاعده عدل و انصاف، و همچنین دیگر ضوابط فقهی و حقوقی معاملات باید به بطلان شروط غیرمنصفانه و غیر عادلانه نظر داد.
[۱] – گروه معارف اسلامی، واحدقم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.