افروز فرمانی مرزرود[۱]
محمد غلامی علیایی[۲]
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل کارکردهای بالقوه و چالشهای پیشِ روی بهکارگیری هوش مصنوعی در دادرسیهای حقوقی ایران انجام شده است. این تحقیق در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که با وجود پیشرفتهای جهانی در عرصه عدالت الگوریتمی، نظام حقوقی ایران چه ظرفیتها و موانعی برای پذیرش این فناوریها در فرایند دادرسی دارد. روش تحقیق: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از مطالعه تطبیقی، ابتدا کارکردهای هوش مصنوعی در دادرسی را تبیین نموده و سپس چالشهای فراروی آن را در نظام حقوقی ایران واکاوی کرده است. دادهها از طریق مطالعه اسنادی و کتابخانهای گردآوری و با رویکرد انتقادی تحلیل شدهاند. یافتهها: یافتههای تحقیق نشان میدهد که هوش مصنوعی در نظامهای پیشرو، کارکردهای متنوعی از جمله پیشبینی خطر تکرار جرم، تدوین دستورالعملهای آماری مجازات، کاهش اطاله دادرسی و افزایش شفافیت را به همراه داشته است. با این حال، نظام حقوقی ایران به دلیل فقدان چارچوبهای کمّی و دادهمحور در تعیین مجازات، اختیارات گسترده قضات بهویژه در جرایم تعزیری، و نبود زیرساختهای فناورانه مناسب، با چالشهای ساختاری جدی برای بهرهگیری از هوش مصنوعی مواجه است. همچنین چالشهای فراحقوقی مانند سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی و مسئولیت مدنی ناشی از تصمیمات هوش مصنوعی از دیگر موانع مهم بهشمار میروند. نتیجهگیری: بهکارگیری هوش مصنوعی در دادرسیهای حقوقی ایران بدون ایجاد زیرساختهای مناسب و تدوین چارچوبهای نظارتی دقیق، نهتنها مفید نیست، بلکه میتواند به تحدید اصول بنیادین دادرسی عادلانه منجر شود. پیشنهاد میشود ابتدا فرایند تعیین مجازات ضابطهمند شده، چارچوبهای دادهمحور تدوین گردد، سپس بهتدریج مدلهای بومی متناسب با ساختارهای فقهی و حقوقی ایران طراحی و اجرا شود.
کلیدواژگان: هوش مصنوعی، دادرسی حقوقی، عدالت الگوریتمی، چالشهای حقوقی، نظام قضایی ایران.
[۱] – دانشجوی کارشناسی ارشد گروه حقوق خصوصی، واحد تسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، تسوج، ایران.
[۲] – گروه حقوق، واحد تسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، تسوج، ایران.(نویسنده مسئول)
Mm13591359@iau.ac.ir