مژگان تقدیری[۱]

چکیده

اصل عدم مداخله، به عنوان یکی از قواعد بنیادین و از ارکان رکین حقوق بین‌الملل کلاسیک، همواره به عنوان سپری دفاعی برای صیانت از حاکمیت ملی و برابری حقوقی دولت‌ها عمل کرده است. با این حال، تحولات شگرف در نظم بین‌المللی و ظهور پارادایم‌های نوین، این اصل را با چالش‌های مفهومی و مصداقی جدی مواجه ساخته است. نوشتار حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی و با استناد به اسناد بین‌المللی و رویه قضایی، به ویژه آرای دیوان بین‌المللی دادگستری، به بررسی گذار این اصل از خوانش وستفالی به سمت مفاهیم پست‌مدرن می‌پردازد.یافته‌های پژوهش مبین آن است که اگرچه منشور ملل متحد بر عدم مداخله تأکید دارد، اما ظهور دکترین «مسئولیت حمایت» (R2P)، توسعه فضای سایبر و ابزارسازی از تحریم‌های اقتصادی فرامرزی، مرزهای سنتی مداخله را جابه‌جا کرده‌اند. این مقاله تبیین می‌کند که در عصر حاضر، مداخله دیگر صرفاً به معنای لشکرکشی نظامی نیست، بلکه اقدامات قهری اقتصادی و حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی، مصادیق بارز نقض این اصل محسوب می‌شوند. در نهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد که برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، بازتعریف حاکمیت در قالب «حاکمیت مسئولانه» و تدوین قواعد عرفی جدید در قبال کنشگران غیردولتی و فضای مجازی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

واژگان کلیدی: اصل عدم مداخله ، حاکمیت ملی ، مسئولیت حمایت ، حقوق بین‌الملل سایبری، اقدامات قهری اقتصادی.

[۱] کارشناس ارشد حقوق بین الملل

Taghdiri.m@gmail.com

طرح روی جلد این شماره:
اطلاعات نشریه جاری:
تاریخ پذیرش:
دریافت:
تعداد بازدید این مقاله
4 بازدید
اشتراک گذاری:
Share on print
Share on email
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
Share on linkedin
جستجو: