جواد اصغرپور[۱]

چکیده:

تحولات پیچیده نظام بین‌الملل در دهه‌های اخیر موجب شده است که تحلیل حقوق بین‌الملل صرفاً بر مبنای رویکردهای سنتی کافی نباشد و استفاده از چارچوب‌های نظری متنوع برای فهم بهتر کارکرد و تحول قواعد حقوقی ضروری به نظر برسد. در این میان، مکتب هنجاری با تأکید بر نقش ارزش‌ها، هنجارها و اصول اخلاقی در شکل‌گیری و تحول قواعد بین‌المللی، و رویکرد ساختاری با تمرکز بر ساختار نظام بین‌الملل و الگوهای توزیع قدرت میان بازیگران، دو چارچوب تحلیلی مهم در مطالعات روابط بین‌الملل محسوب می‌شوند که می‌توانند در تحلیل حقوق بین‌الملل نیز مورد بهره‌برداری قرار گیرند. پژوهش حاضر با هدف بررسی امکان بهره‌گیری از نظریه‌های مکتب هنجاری و رویکرد ساختاری در تحلیل حقوق بین‌الملل انجام شده است. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر بررسی منابع کتابخانه‌ای است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مکتب هنجاری می‌تواند در تبیین مشروعیت قواعد بین‌المللی، نقش ارزش‌های مشترک جهانی و فرایند شکل‌گیری هنجارهای بین‌المللی نقش مؤثری ایفا کند، در حالی که رویکرد ساختاری امکان تحلیل تأثیر ساختار قدرت، جایگاه دولت‌ها و پویایی‌های نظام بین‌الملل بر شکل‌گیری و اجرای قواعد حقوقی را فراهم می‌سازد. در نتیجه، ترکیب این دو چارچوب نظری می‌تواند درک جامع‌تری از تحولات حقوق بین‌الملل ارائه دهد و به تحلیل دقیق‌تر تعامل میان هنجارها، ساختارهای قدرت و فرایندهای حقوقی در سطح بین‌المللی کمک کند.

کلیدواژه‌ها: حقوق بین‌الملل، مکتب هنجاری، رویکرد ساختاری، نظریه‌های روابط بین‌الملل، هنجارهای بین‌المللی، ساختار نظام بین‌الملل.

[۱] کارشناس ارشد حقوق بین الملل

Asgharpor.j.1347@gmail.com

طرح روی جلد این شماره:
اطلاعات نشریه جاری:
تاریخ پذیرش:
دریافت:
تعداد بازدید این مقاله
7 بازدید
اشتراک گذاری:
Share on print
Share on email
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
Share on linkedin
جستجو: