محمد صادق‌نژاد [۱]

چکیده

رویکردی نو در بررسی روایات تفسیری پدید آمده که به دنبال برقراری پیوند میان دو دیدگاه افراطی در این زمینه است: دیدگاه حجیت مطلق و دیدگاه عدم حجیت. در این میان، هر دو گروه از اندیشمندان برجسته‌ای چون خویی، معرفت، و فاضل لنکرانی در دسته نخست، و طوسی، نائینی، و طباطبایی در دسته دوم بهره‌مندند. این نظریه جدید، که با الهام از اصول منطق فازی تدوین شده، میزان اعتبار روایات را تنها به دو حالت مطلق «معتبر» یا «نامعتبر» محدود نمی‌کند. در عوض، طیفی از اعتبار را در نظر می‌گیرد که به روایت اجازه می‌دهد در گستره‌ای بین صفر و یک، از میزانی از اعتبار برخوردار باشد. این طرز تفکر باعث می‌شود که بخش عظیمی از روایات تفسیری، نه به طور کامل نادیده گرفته شوند و نه به طور مطلق پذیرفته گردند، بلکه به صورت «محدود» مورد استفاده قرار گیرند. این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی و کتابخانه‌ای، به بررسی این نظریه و حامیان آن، از جمله محمدی ری‌شهری، مسعودی و مصباح یزدی پرداخته و بر کاربرد منطق فازی به عنوان مبنای آن تأکید دارد. در نهایت، این تحلیل نشان خواهد داد که چگونه می‌توان دو دیدگاه به ظاهر متضاد را در قالب یک نظریه جامع و جدید، به هم نزدیک ساخت.

کلیدواژه‌ها: روایات تفسیری، اعتبار غیرمطلق، منطق فازی، اخبار آحاد.

[۱]. دانش‌آموخته سطح ۴ حوزه علمیه قم.

طرح روی جلد این شماره:
اطلاعات نشریه جاری:
تاریخ پذیرش:
دریافت:
تعداد بازدید این مقاله
19 بازدید
اشتراک گذاری:
Share on print
Share on email
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
Share on linkedin
جستجو: