شهیده بزرگی [۱]

چکیده

در مکتب اسلام، اجتهاد و مرجعیت یکی از عوامل پویایی فقه اسلامی محسوب می‌شود. مرجعیت نهادي است مهم و مرتبط با زندگی مسلمانان و مسئولیتی مهم و حساس بر عهده عالمان دینی. این منصب بر عهده کسانی قرار می‌گیرد که شرایط آن را دارا باشند. این‌که جنسیت در شروط پذیرش این منصب تأثیر دارد یا نه؟ از گذشته تا کنون مورد اختلاف فقها بوده است. با تتبعی که در تاریخچه اجتهاد زنان صورت گرفته و شواهدی که در این پژوهش به آن اشاره شده است، روشن می‌شود که زنان مجتهده در طول تاریخ مورد پذیرش بوده‌اند و این نشان دهنده قابلیت و ظرفیت بانوان برای رسیدن به این مقام است.  علاوه بر آن، فقه اسلامی به عنوان یکی از شاخه های اصلی علوم دینی، به موضوعات حساس و اختصاصی زنان توجه ویژه ای داشته و دارد.  با توجه به این‌که بیشتر مشکلات و پیچیدگی‌های احکام اختصاصی بانوان مربوط به موضوع‌شناسی است، زنان مجتهده زوایای آن را بهتر درک می‌کنند و می‌توانند حکمی روشن، به موضوع نزدیک‌تر و با خطای کمتر بیان کنند. حتی اگر مرجعیت زنان پذیرفته نشود، زنان مجتهده متجزی باید در شناخت موضوعات احکام اختصاصی مورد مشورت مراجع تقلید قرار گیرند تا احتمال خطا در استنباط این احکام به حداقل برسد. زن مجتهده، با درک عمیق تر و دقیق تر از مسائل زیستی، روانی و اجتماعی زنان می تواند فتواهایی متناسب تر و عملی تر برای احکام اختصاصی بانوان ارائه دهد. تقلید از زن مجتهده، علاوه بر تقویت عدالت جنسیتی، به گسترش نقش زنان در نظام فقهی و دینی کمک می کند. در این راستا، مقاله تلاش دارد تا چالش ها و فرصتهای مرتبط با پذیرش مرجعیت زنان را شناسایی کرده و دیدگاههای مختلف فقها درباره این موضوع مورد نقد و بررسی قرار دهد.  تحلیل این موضوع زمینه ساز گفتمانی نوین در فقه معاصر خواهد بود که به تطبیق بهتر احکام شرعی با نیازهای اجتماعی و فرهنگی بانوان منجر می شود.

کلمات کلیدی:  احکام اختصاصی بانوان، زن مجتهده، تقلید

[۱] طلبه سطح سه حوزه علمیه جامعه الزهرا س قم، رشته مطالعات اسلامی زنان و خانواده، ایمیل: kosar606@yahoo.com

طرح روی جلد این شماره:
اطلاعات نشریه جاری:
تاریخ پذیرش:
دریافت:
تعداد بازدید این مقاله
17 بازدید
اشتراک گذاری:
Share on print
Share on email
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
Share on linkedin
جستجو: