علیرضا روح الهی[۱]
محمد مهدی میرزائی[۲]
چکیده:
ابراء مشروط به عوض، در گستره ظریف فقه امامیه و حقوق مدنی، یکی از پیچیدهترین مسائل را در باب اسباب سقوط تعهدات پیش میکشد. این پژوهش، در ورطه توصیف و تحلیل عمیق، در پی آن است تا نقاب از ماهیت حقوقی این پدیده برگیرد و به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که آیا میتوان فعل ابراء را، که طبیعتی ایقاعی و یکجانبه دارد، با شرط عوض مقید ساخت؟ با تحلیل جامع دیدگاههای فقهای امامیه و حقوقدانان، این تحقیق به این نتیجه میرسد که شرط عوض در ابراء، در صورتی که ماهیت فرعی و غیرمتقابل داشته باشد یعنی به طور مستقیم در برابر اسقاط دین قرار نگیرد، با ماهیت ایقاعی ابراء منافاتی ندارد. در این حالت، اگرچه شرط عوض نیازمند قبول مدیون است، اما این قبول موجب سلب اثر اصلی ابراء، یعنی اسقاط فوری دین، نمیگردد و در صورت عدم اجرای شرط، تنها امکان الزام به انجام تعهد یا مطالبه خسارت وجود دارد مگر اینکه قصد طرفین تعلیق اثر ابراء تا زمان تحقق شرط عوض باشد که در این صورت ابراء به صورت معلق تفسیر میشود و اسقاط دین تنها پس از وقوع معلقعلیه محقق میگردد و در موارد شک در قصد مشترک، تفسیر ابراء مشروط به عوض به عنوان ابراء معلق، رویکردی منطبق با اصول حقوقی و انصاف است. اما چنانچه شرط عوض جنبه اصلی پیدا کند ماهیت حقوقی عمل صورت گرفته ابراء نیست بلکه بر حسب مورد میتواند تبدیل تعهد یا صلح باشد.
واژگان کلیدی: ابراء، شرط عوض، ابراء معلق، اسقاط دین.
[۱] – کارشناسی ارشد فقه و حقوق مقارن دانشگاه ادیان و مذاهب.
[۲] – کارشناسی ارشد فقه و حقوق خصوصی از دانشگاه اصول دین.