عادله نعمتی جمالی [۱]
چکیده
این مقاله به بررسی مناقشات پیرامون حقوق زنان در طول تاریخ میپردازد و با اشاره به دیدگاههای افراطی و تفریطی، بر اهمیت درک تفاوتها و اشتراکات ذاتی بین زن و مرد در تعیین حقوق و وظایف آنها تأکید میکند. مقاله همچنین به بررسی هویت زن در مسیحیت و دیدگاههای فمینیستی در مورد خانواده و حقوق زنان میپردازد. هدف از این پژوهش، بررسی تطور تاریخی دیدگاهها درباره هویت و حقوق زنان در مسیحیت (عهد عتیق و عهد جدید) و تحلیل رویکردهای مختلف فمینیسم (اخلاق فمینیستی حداقلی، متعارف و بنیادستیز) در مواجهه با مسائل زنان و نهاد خانواده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر بررسی متون دینی (عهد عتیق و عهد جدید) و آثار نظریهپردازان فمینیست به تحلیل و مقایسه دیدگاههای مختلف در مورد جایگاه و حقوق زنان میپردازد. از مهمترین یافتهها اینکه در حالی که عهد عتیق در برخی موارد دیدگاه مردسالارانهای نسبت به زنان دارد، ظهور مسیحیت و به ویژه نقش مریم باکره، منجر به ارتقای جایگاه زنان در کلیسای اولیه شد. با این حال، به مرور زمان، دیدگاههای سنتی مجدداً در کلیسا نفوذ کرد و منجر به شکلگیری دیدگاههای متفاوتی در مورد نقش زنان در جامعه و کلیسا شد. اخلاق فمینیستی دارای سه دسته اصلی است: اخلاق فمینیستی حداقلی بر برابری حقوق و ارزش زنان و مردان تأکید دارد؛ اخلاق فمینیستی متعارف بر ارزش مراقبت و تفاوتهای روانشناختی زن و مرد تمرکز میکند و اخلاق فمینیستی بنیادستیز، نظام مردسالاری را ریشه اصلی ستم بر زنان دانسته و خواستار دگرگونی بنیادین ساختارهای اجتماعی است نگاه انتقادی فمینیسم به خانواده: نظریهپردازان فمینیست عمدتاً به بررسی مسئله سرکوب زنان در درون خانواده میپردازند و کارکردهای سنتی خانواده را برای زنان غیرایدهآل میدانند. آنها بر مسائلی نظیر تقسیم کار جنسیتی، تفاوت نیازهای عاطفی، نابرابری توان بدنی و اقتصادی و کنترل باروری توسط مردان تأکید کرده و برخی رویکردهای رادیکال، خانواده را به عنوان زندانی برای زنان تلقی میکنند.
کلیدواژگان: حقوق زنان، مسیحیت، فمینیسم، خانواده، برابری جنسیتی
.
[۱]. فارغالتحصیل سطح سه، رشتۀ فقه و اصول، حوزه علمیۀ ریحانة الرسول، ساوه.